محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
566
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
و در مجموعهء ديگر ، قرآن كريم مىخواهد نفوس ما را از تأثير عالم خارجى آزاد سازد ، زيرا كه آن مانع مىشود ، از اينكه ما توان اخلاقى خودمان را در نظرات مردم ، از خودمان بجوييم ، و يا در موضعگيرىها كه ممكن است در برابر ما ؛ - رضايت ، خشم ، مهابت و قدرت آنان - اتّخاذ كنند ، بايد ما به آنها بىاعتنا بوده و باكى از آنها نداشته باشيم و ما را در اين مورد قول خداى تعالى كافى است : « الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ . » « 1 » ، و اين آيه : « فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ . » « 2 » ، در برابر اين آيه : « يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ . » « 3 » ، و اين كلام خدا : « يُراؤُنَ النَّاسَ . » « 4 » ، و نيز قرآن كريم مىخواهد كه ما اعتنايى به پاداش مردم يا آگاهى آنها نكنيم : « إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً . » « 5 » ، و قبل از اين ، از جمله اوامر ذاتى و جوهرى خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آغاز وحى ، اين امر كوتاه و استوار بود : « وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ . » « 6 » . بنابراين ؛ اصل تعيينكنندهء اراده ، در صورتى كه از همهء انگيزهها ، اينچنين گسسته باشد ، در كجا قرار دارد ؟ به راستى قرآن كريم ما را بر آن اصل تعيينكنندهء اراده راهنمايى مىكند ، در اين تعريفى كه
--> ( 1 ) - احزاب ( 33 ) آيهء 39 : كسانى بودند كه تبليغ رسالتهاى الهى مىكردند و از او مىترسيدند و از هيچكس جز خدا واهمه نداشتند . ( 2 ) - مائده ( 5 ) آيهء 54 : خداوند در آينده جمعيّتى را براى حمايت از اين آيين برمىانگيزد ؛ هم خدا آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند ، در برابر مؤمنان خاضع و مهربان و در برابر دشمنان و ستمكاران سرسختند ، در راه خدا همواره جهاد مىكنند و از ملامت ملامتكننده نمىترسند . ( 3 ) - نساء ( 4 ) آيهء 108 : آنها شرم دارند كه باطن اعمالشان براى مردم روشن شود ، ولى از خدا شرم ندارند ! و حال اينكه خداوند همه جا با آنهاست . ( 4 ) - نساء ( 4 ) آيهء 142 : اگر عبادت يا عمل نيكى انجام دهند ، آن نيز از روى رياست ، نه به خاطر خدا . ( 5 ) - دهر - انسان ( 76 ) آيهء 9 : ما شما را تنها به خاطر خدا اطعام مىكنيم ، و هيچ پاداش و سپاسى از شما نمىخواهيم . ( 6 ) - مدّثّر ( 74 ) آيهء 6 : و منّت مگذار و فزونى مطلب ! بسيارى از مفسّران در اين منع ، ميدان عمل را گستردهاند ، آنجا كه اين نص را بر گستردهترين معنىاش حمل كرده و آن را شامل هر نوع حركت نفس قرار دادهاند ؛ هرچه هدف دنيوى آن اندك باشد ، حتّى اگر آن هدف انتظار شخص براى پاداش گستردهء الهى باشد . و بعدها راجع به اينكه اين گسترش در مفهوم امر متضمّن تحريم دقيق و مطلق است يا روىكرد به سوى الگوترين ، مناقشه خواهيم كرد .